ديدم تابستون داره تموم ميشه گفتم يه سري از تجربيات و مهارت هامو در اختيار محصلين قرار بدم
1) قبل از حضور يافتن معلم يا استاد در کلاس براي معرفي زنگ کاريکاتوري از
معلم يا استاد محترم که نقص هاي ظاهري او اعم از تيپ و دماغ گنده ش به طرز فجيعي در اون مشهوده گوشه تخته مي کشين و صداشم در نميارين کار کي بوده
2) اين آدامستون که تا چند دقيقه پيش تو دهنتون بود موقع حرف زدن به طور خيلي خيلي اتفاقي ميوفته رو صندلي استاد يا معلم
3) در هنگام آب بازي در کلاس با دوستان به وسيله شيشه آب صندليش به طرز فجيعي خيس ميشه
4) جاسازي سوزن رو صندلي هم روش مثال زدني ايه
5) تا حالا نخ نامرئي با چسب به 2 چارچوب عمودي در کلاس وصل کردين ؟ امتحانش مجانيه اگه بدونيد چه صحنه ايه با کله رو زمين رفتن معلمه
6) تخته پاک کن رو قبل از حضور معلم در کلاس حسابي گچي کنيد تا وقتي تخته پاک مي کنه حسابي گچي شه
7) صابون يا کره 2 شئ اي که در ليز کردن جلو در کلاس مفيدن
8) لپ لپ مي دونين چيه ؟ اونايي که صداي گاو و زنبور و گربه دارنا خيلي باحال ميشه باهاشون معلمه رو گيج کرد مخصوصا اگه 3 4 نفر در نقاط مختلف به صدا درشون بيارن
9) من نميدونم چرا اين معلم رياضي بدبختمون هميشه داشت ماشينشو پنچر گيري مي کرد جلو در مدرسه احتمالا شما مي دونيد نه ؟ 2 تا چرخ با هم اونو بيشترکفريش ميکنه ها
10) با همکلاسي ها قرار بذارين شبا دير بخوابين سر کلاس در هنگام توضيح معلم خر و پف کنين
11) دائما سوالات تکراري بپرسين
12) شما هميشه سوال دارين اونم از چرت ترين و ساده ترين موارد موجود
13) يادتون باشه استاد وظيفه داره درسو بفهمونه به شما پس نفهميد که هي مجبور شه توضيح بده
14) شما دائما توهم ميزنيد و درز اوج درس تو کلاس سوسک مي بينيد
حنجرتونو تقويت کنين و بلند داد بزنيد سوووووووووووووووسک
15) از 17 ثانيه بعد از درس و در وسط هر موضوع مي گيد خسته نباشيد (يعني بسه ديگه)
16) تا حالا تجربه کردين وقتي سر کلاس با صداي بلند چيپس ميخوريد معلم چه رنگي ميشه ؟ يادتون باشه به همکلاسي هاي اونور کلاس هم تعارف کنيد
17) يه بازي يادتون ميدم خيلي حال ميده اونم زنگ رياضي وقتي کله معلم سمت تخته ست اين کارو کنيد
شما يکي ميزنيد تو سر بغل دستيتون و يکيم تو سر پشتيتون به اونام ميگيد همين کارو کنن تا همه رديف در اين بازي شرکت کنند دائما در هنگام برگشتن معلم سمت تخته بزنيد تو سر همديگه بلند بخنديد و وقتي برگشت ساکت بشينيد
18) بازم وقتي معلم استراحت ميده وخودش هم تو خودشه با صداي واقعا نکره اي جيغ بکشيد و بگيد سووووووووووووووسک
19) روز معلم از طرف يکي از شاگردان که قصد خودشيريني نداره کادويي به دست معلم ميرسه اوني که من دادم اضافه کوبيده( آبگوشت) با پياز گنديده اي بود که شب گذشته شاممون بود و مي خواستيم بريزيم دور تو جعبه گذاشته بودم
حالا ديگه خود دانيد
20) دائما از طريقه درس دادن استاد پيش مدير شکايت کنيد
21) سوالات خيلي سخت از استاد بپرسيد نتونه جواب بده و دائما در هر جلسه جوابشو جويا بشين
22) با کفش بريد رو صندليش تا پرده کلاسو درست کنيد .
23) اگه استاد يا معلم زنتون ترشيدس کلي حرف پشتش بسازين
24) موش ، گربه ، سوسک يا هر حشره يا موجود وحشت انگيزي رو به وسط ميز معلم پرتاب کنيد
25) در هنگام جزوه گفتن توسطشون دائم بگيد هااااااااان؟ نشنيدم
من تو سال تحصيلي قبلي در حدود 6 مرتبه از مدرسه اخراج شدم و 18 مرتبه تهديد به اخراج شدم و 67
به خروستون آب طلا بدید تا تخم طلا بزاره
ــ خطاب به بند قبل : آخه سادیسمی ، مگه خروس تخم میزاره ؟
ــ خطاب به بند بالا : بتوچه روانی ، مگه فضولی؟
به مادرتون بگید دلمه درست کنه ، بعد فقط برگهاشو بخورید.
توی کفش دوستتون یک قورباغه کوچولو بندازید تا وقتی کفشو پاش کرد ، قورباغه له بشه.
روز کارگر وقتی استاد اومد سر کلاس ، همه به احترام پاشید و بگید معلم عزیز روزت مبارک!
دست یه نابینا رو که برای رفتن به آن طرف خیابون ایستاده رو بگیرید و به طرف جوی آب راهنماییش کنید، بعد همچین بینا میشه که بیا و ببین.
بجای پنیر پیتزا پلاستیک فشرده تو پیتزا بریزید و شاهد خوردن آن توسط عزیزانتان باشید.
کتاب جدید استادتون رو بزارید تو سبزی فروشی محله ی استادتون تا وقتی میره سبزی بگیره ، سبزی فروش از صفحات اون کتاب برای بسته بندی سبزی استادتون استفاده کنه.
وقتی استاد ادبیاتتون کلی در مورد رزم رستم و سهراب صحبت کرد ازش بپرسید : استاد ، ما بالاخره نفهمیدیم سهراب زن بود یا مرد؟!!
وقتی همسرتون رفت آرایشگاه و به موها و اَبروانشون صفا دادن و اومدن جلو شوما و گفتند عزیزم ببین تغییری کردم یا نه؟ کمی نیگاش کنید و بگید : باز که مثل همیشه گند زدی به قیافت.
· صبح جمعه ساعت 6 (البته وقتی مدارس بازه) بروید بالا سر داداشتون و شتابان تکونش بدید و بگید: پاشو پاشو مدرست دیر شد.
.... · وقتی که دوست باکلاستان جلو دخترهای دانشگاه کلاس گذاشت و شما و آن خانمهای باشخصیت رو به یه رستوران شیک دعوت کرد..هنگام خوردن ساندویچ ، ساندویچ رو یه جوری بجویید و جوری که همه دارن میبینند ، دستتون رو بکنید تو دهنتون و یواش بیرون بیارید و بگید اَه این پای موش تو ساندویچ چیکار میکرد؟؟؟
· وقتی که دختر همکلاسیتون اومد از دوستتون جزوه بگیره و اگه گفت آیا کامله و دوستتون هم پاسخ مثبت داد، شما بگید آره خیلی کامله ، من که خونده بودمش 8 شدم...!
مردها مثل « آگهي بازرگاني » هستند: حتي يك كلمه از چيزهائي را كه ميگويند نميتوان باور كرد
مردها مثل « كامپيوتر » هستند: كاربري شان سخت است و هرگز حافظه اي قوي ندارند
مردها مثل « سيمان » هستند: وقتي جائي پهنشان ميكني بايد با كلنگ آنها را از جا بكني
مردها مثل « طالع بيني مجلات » هستند: هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه مي گويند
مردها مثل « جاي پارك » هستند: خوب هايشان قبلا" اشغال شده و آنهائي كه باقي مانده اند يا كوچك هستند يا جلوي درب منزل مردم
مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند: . بامزه هستند ولي جاي غذا را نمي گيرند
مردها مثل « باران بهاري » هستند: . هيچوقت نميدانيد كي مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كي قطع ميشود
مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند: ارزان هستند و غير قابل اطمينان
مردها مثل « موز » هستند :. هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند
مردها مثل « نوزاد » هستند: در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلي زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته مي شويد
آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.
روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز
شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3
نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني
باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي
مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.
فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن
است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.
دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها
و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در
انتها آن ميكشد.
حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط
437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.
خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه
بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.
گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.
آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي
فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...
آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه
ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،"
و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."
پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.
فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها.
يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.
لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.
شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه
لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.
اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با
بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل،
مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار
كردن به شش باتري نياز داشته باشد.
گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.
سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را
گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
.
بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود.
يك دوست (دختر / پسر) براشون مثل يك آدامس است...
"""""""""""""""""""""
به نظرشون جويدن طولاني هر آدامسي بهجز بيمزه شدنش حاصلي ندارد.
"""""""""""""""""""""
هيچ وقت آدامس نيمخوردهي كسي را به دهان نمي ذارن .( البته اگه آدامس نو پيدا
شه )
"""""""""""""""""""""
داشتن آدامسي كه نتونن بازش كنن با نداشتنش هيچ فرقي ندارد.
"""""""""""""""""""""
آدامس زياد مانده براشون ارزش جويدن ندارد.
"""""""""""""""""""""
به چشيدن طعم تنها «يك» آدامس اكتفا نمي کنند. آدامسها در شكلها، قيمتها و
مزههاي مختلف ساخته ميشوند.
"""""""""""""""""""""
مطمئن هستند که پايان كار هر آدامسي سطل آشغال است. پس براي هيچ آدامسي
قيمت زيادي نمي پردازند.
""""""""""""""""""""
داشتن يك بسته آدامس هميشه بهتر از داشتن فقط يك آدامس است.
""""""""""""""""""""
حسرت آدامسي كه دور انداختهاند نمي خورند. آدامسهاي خوشمزهتر هميشه پيدا
ميشوند.
""""""""""""""""""""
و اعتقاد دارن ازدواج مثل قورت دادن آدامس است. هيچ احمقي آدامسش را قورت نميده
"""""""""""""""""""""
يه توصيه : هر از چندي به دندانهايتان هم فرصت استراحت بدهيد. به هرحال
آدامستان را ميتوانيد عوض كنيد ولي دندانهايتان را نه.
""""""""""""""""""""
عزیز است زیباست و تو عزیز
ترینی
با سلام خدمت دوستان عزيز ؛ اميدوارم حال همگي خوب باشه
از همه دوستاني كه با نظراتشون من رو دلگرم ميكنن ممنونم .
اما چند نظر در پست قبل بود كه لازم ديدم در اين پست به اونها اشاره كنم يكي از اون نظرات اين سوال بود كه : دوست دختر شرعي كو ؟
در جواب بايد گفت در اسلام چيزي بنام دوست دختر شرعي نداريم .
اسلام تنها و تنها رابطه اي رو كه با دوستي و معاشقه بين پسر و دختر همراهه مجاز ميدونه ؛ ازدواجه ...
بنابر اين در اسلام هرگز دنبال دوست دختر شرعي نگردين چون نيست .
در ضمن براي ازدواج با دختر ( چه دائم و چه موقت ) اجازه پدر دختر واجبه
پس يك وقت اين توهم ايجاد نشه كه ميشه با دختري ازدواج موقت كرد بدون اينكه پدرش آگاه و راضي باشه چون اين كار مثل رابطه با نامحرم و تماس جنسیش عين زنا و کلا عمليست حرام .
من به اين دوست عزيز عرض ميكنم به جاي اينكه دنبال دوست دختر باشين و گناه ؛ با يك دختر خوب و مومن و نجيب ازدواج كنيد و هم دينتون رو حفظ كنيد و هم به زندگيتون سر و سامون بدين و هم يك يار وفادار و هميشگي داشته باشين .
اما شخصي به نام اشكان خلاصه نظراتش اين بود كه :
اولا : خداوند در قرآن هيچ اشاره اي به حرام بودن دوستي بين پسر و دختر نكرده . دوماً : تماس بدني يا نگاه كردن در صورتي حرومه كه از روي شهوت باشه
در جواب اشكان بايد گفت:
اولا اگر چشماتون رو باز كنيد خداوند بارها و بارها در كلام الله مجيد به ممنوعيت اين رابطه اشاره كرده كه من فقط دو نمونش رو برات ميارم ؛ بقيش رو خودت برو بخون :
سوره نور ؛ آيات 30و 31 :
به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامني ورزند، كه اين براي آنان پاكيزهتر است، زيرا خدا به آنچه ميكنند آگاه است و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را [از هر نامحرمي] فرو بندند و پاكدامني ورزند و زيورهاي خود را آشكار نگردانند و بايد روسري خود را بر گردن خويش [فرو] اندازند، و زيورهايشان را جز براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بينيازند يا كودكاني كه بر عورتهاي زنان وقوف حاصل نكردهاند، آشكار نكنند؛ و پاهاي خود را [به گونهاي به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته ميدارند معلوم گردد. اي مؤمنان، همگي [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد، اميد كه رستگار شويد.
همچنين در سوره احزاب آيه 32 خداوند صراحتا فرموده است زن در برابر مرد نامحرم نبايد به نرمي و هوس انگيز سخن بگويد .
همينجوري كه ميبينم خداوند حتي به طرز راه رفتن زنها هم اشاره كرده كه نبايد براي نامحرم جلب توجه كنه ...
به طور قطع در دوستي بين زن و مرد حتما نرمش و عشوه هست كه همونجوري كه ديديم طبق آيات سوره نور و احزاب اين روابط به شدت نهي شده .
دوما : در اعتقادات تشيع كلام معصوم كلام خداست و قرآن بدون عترت يعني هيچ ؛ مسلما تمام احكام در قرآن نيومده و بعضي از احكام كلي گفته شده و فقط پيامبر و معصومين ميتونن احكام ناگفته رو بيان و يا تفسير كنند و يقينا كلامشون كلام خداست .
بنابراين اگر امام معصوم امر به حرام بودن كاري كرده باشند يقينا براي ما حكم حرام رو داره ؛ چون كلام معصوم معيار عمل ماست .
اين رو مسلم بدونين بسياري از احكام در قرآن نيومده اما امامان ما كه قرآنهاي ناطقند بنا بر علم الهيشون احكامش رو براي ما گفته
در مورد حرمت روابط بين پسر و دختر حتي اگر در قرآن بهش اشاره اي نشده بود ولي احاديث بسيار زيادي از معصومين داريم كه اين روابط رو منع كرده اند و همين براي ما ملاك عمله .
من در پستهاي قبل احاديث بسيار زيادي از معصومين در منع دوستي بين پسر و دختر آوردم كه اگر بخواين ميتونيد در آرشيو جستجو كنيد .
سوما : حتي اگر شما از نظر جنسي مورد داشته باشي و حتي با لمس بدن دختر هم تحريك نشي اين دليلي نميشه تا با نامحرم در ارتباط باشي حتي بصورت لفظي .
چون اين دوستي ذاتا حرامه .
بعنوان مثال عرق خوردن ذاتا حرومه ؛ چه تحريك بشي و يا نشي .
بنابر اين يك انسان دائم الخمر حتي اگر با يك ليوان هم مست نشه اما چون عرق خورده شامل عذاب خداست . امثال افكار شما خواستار حضور زنان در ورزشگاه آزادي بودند و ميگفتند زنها با ديدن اندام لخت مردان تحريك نميشند .
اصلا گيريم كه تحريك نميشن اما بالاتر از همه چيز حكم خداست كه فرموده : ديدن بدن لخت نامحرم حرومه ( چه تحريك بشي و يا نشي )
ببين دوست من ؛ خيلي صاف و ساده بايد بهت بگم دين داشتن يعني قبول بندگي .
اگر بنده اي ؛ اما و اگر رو بايد بذاري كنار ...
مطيع امر خدا باشي وهمه فرامينش رو حتي اگر به مذاقت خوش نياد اطاعت كني
اگر هم بنده نيستي آزادي هر جوري كه دوست داري عمل كني .
در آخر هم به آقا بهنام عزيز توصيه اكيد ميكنم اگر توان پرداخت مهريه اي رو نداري هرگز قبول نكن .
چون خدايي نكرده ممكنه در آينده بد ببيني .
مهريه عند المطالبه هست و حقي مسلم براي زن كه اگر زنت در آينده ازت بخواد بايد بتوني پرداخت كني والا زنت ميتونه روانه زندانت كنه .
اتفاقا چند وقت پيش يكي از دوستام با مهريه خيلي زياد ۵۰۰ تا سكه با دختري عروسي كرده .
حالا روابط بهم خورده و كار به طلاق كشيده و بايد ۵۰۰ تا سكه رو پرداخت كنه درسته براش قسط بندي كردن اما هر چي هم كار كنه بايد ماهانه تقديم زن سابقش كنه .
ايشالله كه هيچ زندگي رنگ و بوي طلاق رو به خودش نبينه
تا بعد خدا نگهدار
(( اغما )) بعد هم میری زیره ((یه وجب خاک ))
ترکه قلکش پر میشه میندازه دور
salam man az edare gaz mozahemetoon misham . ejaze midin az lopeton ye gaz begiram
میدونی چرا تشک رو قبل از دوختن حسابی با چوب میزنن ؟ چون بعدا هرچی دید صداش درنیاد !!!!
آنفولانزای مرغی هم به ایران رسید ......
پسرای مجرد مراقب باشند حالا حالا ها نرند قاطی مرغا .....
برو ولی اینو بدون سهم من از تو این نبود
برو ولی یادت نره چشام هنوز به راهته
دلو شکستی نازنین اما دلم به یادته
یادت میاد اون همه حرفای قشنگ
تو رفتی و من موندم و یه دل دیوونه و تنگ
دلم تنگه دلم تنگ از این دنیای دل سنگه
دلم تنگه دلم دلتنگه دلتنگه
آیینه پرسید که چرا دیر کرده است نکند دل دیگری او را سیر کرده
است. خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر
کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر
کرده است خندید به سادگیم آیینه و گفت : احساس پاک تو را زنجیر
کرده است گفتم : از عشق من چنین سخن نگو !!!
گفت : خوابی سالهاست که دیر کرده است در آیینه به خود نگاه میکنم آه !!
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش
او برای همیشه دیر کرده است ....
